دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

387

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

روايتى آمده است : « ابو سعيد خدرى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و انسانى راست و درست بود ؛ پس سه روز به حال جان كندن افتاد ، اهلش او را غسل دادند و به محلّ نمازش بردند ، آن‌گاه در آنجا مرد » . « 1 » در روايتى مردى خدمت امام صادق عليه السّلام مىرسد و مىگويد : سه روز است كه برادرم جان مىدهد ، براى او دعا كن . امام على عليه السّلام فرمود : خدايا ، سختىهاى مرگ را بر او آسان ساز . سپس از آن مرد خواست كه اين دعا را بخواند و گفت : بستر او را به جايى كه نماز خوانده منتقل كنيد ، اگر در اجلش تأخير باشد ، سختىهاى مرگ تخفيف مىيابد و اگر اجلش فرا رسيده باشد ، ان شاء الله آسان جان مىدهد . « 2 » از مجموع اين روايات مىتوان دريافت كه احتضار غير از مرگ است و مرگ پس از احتضار رخ مىدهد . پس كسى كه قلب محتضر را درمىآورد ، در مرگش شتاب مىورزد و آيا در اينجا قتل صدق مىكند ، درحالىكه دانسته شد قتل جدا شدن روح از بدن نيست ؛ قتل تنها سبب بيرون آمدن روح را فراهم مىآورد . گاه كسى شخصى را آسيبى مىزند و او پس از يك روز يا يك ماه يا حتى پس از يك سال مىميرد . همهء اين‌ها - آن‌گونه كه در روايات آمده است - قتل به شمار مىرود . در محلّ بحث ، اگر شخصى كسى را بزند يا آسيب رساند كه فاقد حيات پايدار گردد به گونه‌اى كه شتابان مرگش فرا رسد ، او را كشته است و آنكه قلب چنين كسى را مىبرد او را نكشته است ؛ زيرا هر معلولى يك علت دارد ، اين فرد تنها مرگش را سرعت بخشيده است ؛ يعنى مددكار آن شده يا شراكت در قتل كرده است . آيا شخص محتضر زنده است ؟ مشكل بتوان گفت كه انسان در حال احتضار زنده مىباشد ؛ زيرا در روايات بر او ميّت اطلاق شده است و او در حالى است كه روح از بدنش بيرون مىرود و پيدا است كسى كه در حال درآوردن لباسش باشد نه به‌طور كامل

--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 2 ، ص 135 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 464 .